[الإحتجاج] عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ زَیْدٍ، عَنْ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ علیه ال1 أَنَّ رسول 1 صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم قَالَ لِفَاطِمَةَ:
«یَا فَاطِمَةُ إِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ یَغْضَبُ لِغَضَبِکِ وَ یَرْضَی لِرِضَاکِ»
قَالَ: فَقَالَ الْمُحَدِّثُونَ بِهَا،
قَالَ: فَأَتَاهُ ابْنُ جَرِیحٍ
فَقَالَ: یَا أَبَاعَبْدِاللَّهِ حُدِّثْنَا الْیَوْمَ حَدِیثاً اسْتَشْهَرَهُ النَّاسُ،
قَالَ: وَ مَا هُوَ؟
قَالَ: حُدِّثْتُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم قَالَ:
لِفَاطِمَةَ إِنَّ اللَّهَ لَیَغْضَبُ لِغَضَبِکَ وَ یَرْضی لِرِضاکِ،
َقَالَ: فقال علیه السلام نَعَمْ، إِنَّ اللَّهَ لَیَغْضَبُ فِیمَا تَرْوُونَ لِعَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ وَ یَرْضَی لِرِضَاهُ؟
فَقَالَ: نَعَمْ،
فَقَالَ علیه السلام :فَمَا تُنْکِرُونَ أَنْ تَکُونَ ابْنَةُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم مُؤْمِنَةً یَرْضَی اللَّهُ لِرِضَاهَا؟ وَ یَغْضَبُ لِغَضَبِهَا؟
قَالَ: صَدَقْتَ، اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ
علّامۀ طبرسی در کتاب احتجاج از امام صادق علیه السلام روایت میکند که پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم به فاطمه 1 سلام الله 1 فرمود:
«ای فاطمه! خدای حکیم برای غضب تو غضب میکند و برای خشنودی تو خشنود میگردد».
هنگامی که محدّثین این حدیث را نقل کردند ابن جریح به حضور امام صادق علیه السلام آمد و گفت:
امروز حدیثی به گوش ما رسید که مردم آن را شهرت داده اند!
فرمود: چه حدیثی؟
گفت: شما فرموده ای: پیامبر اکرم به فاطمه اطهر فرمود:
خدا برای غضب تو غضب میکند و برای خشنودی تو خشنود میشود.
(امام صادق علیه السلام ) فرمود:
آری، آیا به نظر شما این چنین نیست که خدا برای غضب بندۀ مؤمن خود غضب میکند و برای خشنودی او خشنود میشود؟
گفت: چرا؟ پس امام صادق علیه السلام فرمود:
چرا انکار میکنید که خدا برای غضب فاطمه که دختر پیغمبر اکرم صَلَّی الله عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم 1 غضب خواهد کرد و برای خشنودی او خشنود خواهد شد! !
گفت: درست فرمودی، خدا میداند که مقام پیامبری را نصیب چه خاندانی کند!
احتجاج طبرسی: ج 2 ص 354.
***
از امام رضا عليه السّلام سؤال كردند: دربارۀ ابوبكر و عمر چه مى فرمایيد؟!
1 فرمود: ما مادر خوبى داشتيم كه از دنيا رفت؛ در حاليكه از آن دو نفر خشمگين بود.
بعد از آن هم خبرى به ما نرسيده كه مادرم از آن دو نفر راضى شده باشد.
الطرائف: ج 1 ص 252.
عوالم العلوم: ج 11 ص 252.
برچسب:
نویسنده: پرهام رستمی